سلام دوستای عزیزم
ممنونم از کامنت های خوبتون و ممنون که منو راهنمایی می کنید.
(قابل توجه دوستان من خودم خواستم دو بیت آخرش متفاوت باشه.شاید زیاد جالب نشده باشه.
نظر شما واسم اهمیت بیشتری داره )
مجتبی فتحی پور
ساعت تنهايي هام کوک شد و رفتي
حرفاي دلم نگفته موند و رفتي
طرحي که از تو کشيدم نا تمومه
بارون چشام پاکش کرده شبونه
نقشي از تنهاييام و برگريزون
مي کشم عابري خسته زير بارون
فصل پاييزه شبونه مي نويسم
برگاي خشکيد شو بهم مي ريزم
مي گذرم از تو وکوچه باغ رويام
از تو و غربت چشمات مي گريزم
راه مي افتم تو خياله مرد عابر
ساعت تنهايي هم مي شکنه آخر
ديگه هر شب منم و يه بوم خالي
فصل پاييز و يه عابر خيالي
مي پاشم عطر تورو رو نقاشي
من مي خوام عابرشب هام تو باشي
ساعت تنهايي هامو بشکني
اون که تو خاطرمه همون باشي