کی گل هاتو پرپر و قربونی کرد
جون نا قابلم رو ازم بگیر
کی دلت رو توی غم زندونی کرد
به بهار من خزون زدی و رفتی
مثل قطره های بارون زده رفتی
زندگی رو بی تو هرگز نمی خواستم
تو به شبهام رنگ حسرت زدی رفتی
تنها عابر خیابان شکستم
زدی مهر بی کسی به عهد بستم
شعر پایان تلخم رو سرودی
تو که رفتی چرا قلبمو ربودی
ساکن کوی غریبی و سکوتم
سوخته بعد تو تموم تار و پودم
شب بارونی بی تو همه شبهام
نمی پرسی چی کشیده دل تنهام
کی چشاتو ابری و بارونی کرد
کی گل هاتو پرپر و قربونی کرد
جون نا قابلم رو ازم بگیر
کی دلت رو توی غم زندونی کرد