تبليغاتX
هوای تازه
هوای تازه دیگر از زبان مجتبی فتحی پور

صادق نبود

از صادق می گویم ،

که صادق نبود

نمی دانم ،

دلیل پوچی خود از کجا دانست

که ، او تنها

دلیل آمدن داند

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 19:30  توسط صادق (مجتبی فتحی پور)  | 

حرفی از دل

با چه زبانی سخن بگویم، ای دل،واژه ها به گوش ات

ناآشناست،صدایی شنیدم ، آری ! صدای خودت بود،به خود

 چه گفتی که چنین شکستی،دل ،حرفت حرفی از دل بود دل   

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 19:18  توسط صادق (مجتبی فتحی پور)  | 

جنون بیداری

ظهر داغ پاییزی من

عطش شرجی بیداری من

که نه با یک نغمه خوش کمتر بود

هم نه از دیدن یک خانه از پایه خراب

 بیش از این بدتر بود

همه مست و همه پست و همه خواب

غله کشتند بر این خاک سراب

از همه لکه ننگیست به جا

همه خاموش ز سنگ خاست صدایی که بجاست

گرچه از فقر اندیشه همی درگیرند

بی خبر روزی از او می گیرند

لیکن از رحمت او دلگیرند

گشنه خوابند ولیکن سیرند

 همه در مسند شاهی همه عمر

راه بن بست فرا می گیرند

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 21:37  توسط صادق (مجتبی فتحی پور)  |